مراسم تجلیل از معلمان نمونه شهرستان سربیشه صبح امروز با حضور نماینده مردم شهرستان های نهبندان و سربیشه، مشاور استاندار  و مسئولین شهرستان سربیشه و شهر و بخش مود و معلمان زحمت کش و پرتلاش در محل اردوگاه هدایت برگزار شد.



به مناسبت گرامیداشت روز معلم و به پاس قدردانی از زحمات معلمین شهر پیش از ظهر امرور شهردار به همراه اعضای شورای اسلامی شهر و بخشدار با حضور در مدارس ضمن عرض خداقوت از زحمات آنها با اهدای هدایایی قدردانی نمود.

    



معلم به تو آموخت، مادر در باران آمد و تو از همان موقع فهمیدی لطافت مادر همچون باران دوست داشتنی است.
معلم به تو آموخت، گذشت را از ریز علی یادبگیری که ایثار در قلب همه انسان هاست، دهقان یا غیر دهقان فرقی نمی کند، به تو  آموخت 2=1+1 تا بدانی با یک دست هیچ وقت بهار نمی شود و صفر نقطه ای است به اندازه کله مورچه، به تنهایی ارزش ندارد اما این روزها صفرهای زندگی زیاد شده اند و ما در پریشانی صفر ها دست و پا می زنیم.
معلم به تو آموخت، یک همیشه یک است و عدد اول و همان خدایی است که یکی است و بس؛ آموخت خوبی ها انعکاس دارند مثل انعکاس صدا در کوه...
یادت می آید، آن روزها تخته ها سیاه، سفید یا سبز بودند، گچ های خوشرنگ سفید، صورتی؛ آبی و قرمز همیشه به تو چشمک می زد و زنگ های تفریح عشقت کشیدن نقاشی و نوشتن شعر برای خانم معلم با گچ های رنگی بر روی تخته سیاه آن روزها بود.
این روزها تخته ها هوشمند و و وایت بردشده اند، اما نمی دانم هنوز هم مثل آن روزها عشق را تبادل می کنند، یا نه!
معلم در کتاب جغرافی به تو آموخت، زندگی یعنی آب، خاک و هوا، آن روزها تو عاشق هر سه بودی، اما این روزها یا آب را نابود می کنی یا خاک یا هوا را.
تو بزرگ می شدی و معلم فرسوده تر، الان که بزرگ شده ای و رشید، هیچ از معلمت خبر داری؟ معلم دبستان، دبیر راهنمایی و دبیرستان یا استادی که شاگردش اش را در دانشگاه می کردی؟
آن روزها پای تخته با گچ های رنگی می نوشتی، معلم شمع شدی، شعله شدی، سوختی تا هنر خود به من آموختی؛ یادت می آید؟ 
تو بزرگ تر می شدی و هرسال یک معلم جدید داشتی، می گفتند برای تنوع لحظات است و تو هر سال عاقل تر می شدی، بیشتر می آموختی و یاد می گرفتی تفاوت بودن و شدن را، انسان بودن در میان حرکت های مداوم زندگی و تو می دانستی تنها نباید
بیاموزی؛ یادت می آید در یکی از درس هایت خواندی عالم بی عمل به چه ماند ؟ زنبور بیعسل و تو از همان روزها می خواستی زنبور عسل شوی و مفید.
زندگی گذشت و تو بزرگ شدی، عده ای همان زنبور بی عسل شدند با نیشی که بر تن های بسیاری نشست و عده ای هم زنبور عسل با شهدی شیرین.
بگذرد این روزها معلم ات را می بینی که پیرتر شده است، چهره ای تکیده تر به خود گرفته است، از کنارش رد می شوی، او را نگاه می کنی، چشم در چشم و بدون سلامی از کنارش می گذری و تنها بهانه این روزهایت فشارهای زندگی است که حوصله سلام کردن
را از تو گرفته است یا خیال آلزایمر در معلم که آیا مرا به یاد آورد یا نه؟
اما تمام معلمان دنیا هوش قوی ای دارند، حتی اگر هزاران دانش آموز داشته باشند، از کنارت که رد می شوند، سکوت می کنند تا ببینند تو درس هایشان را آموخته ای یا نه!
ایثار و محبت را، اگر یادی از آن ها کردی دستانت را در دست می گیرند، می گویند هنوز آتیش پاره ای؟ یا خیلی درست خوب بود بالاخره چه کاره شدی؟
امروز روز معلم است، روزی که در کنار دانش آموز شکل می گیرد؛ فرقی نمی کند
از دبستان تا دانشگاه، تو همیشه می خواستی بیاموزی و او همیشه می خواست به تو یاد دهد، اینکه شاگرد اول آن روزها بوده ای،
آفرین. اینکه این روزها کسی شده ای، هزار آفرین؛ اما آیا همه چیز را آموخته ای؟ انسانیت را چه در آن هم شاگرد اولی؟
امروز روز توست اسوه صبر و ایثار، تویی که همیشه آموختی، آدم آهنی و آدم ماشینی نشویم، اگر این روزها قلب با طراوت کودکی را نداریم، تو خودت را ملامت نکن، زندگی معلم بدی بوده است و تو معلمی خوب.
آقا معلم! خانم معلم! هنوز هم در انحنای قلبمان میان صفرهای قشنگ، دروغ های شاخ و دم دار و دل شکستن های پیاپی، یادمان می آید راستی و یک بودن را و از امروز تکانی به خود می دهیم تا به کلاس اول برگردیم و معلم خوبی برای بچه هایمان باشیم درست مثل تو.



مراسم جشن میلاد حضرت ابوالفضل(علیه السلام) شب گذشته با حضور شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر و مردم ولایی شهر مود در محل حسینیه ابوالفضلی شهر برگزار شد.



روز بهروزی من، روز بهروزی تو، روز بهروزی تمام دست های کار آمد جهان دست هایی که روزها را در تلاشند برای آرامش شب ها و شب ها در تکاپویند برای آسایش روزها!

نامت که شکوه کار و تکاپوست ، تنها واژه ماندگار روزگار است. نام تو ثبت است بر تمام جراید عالم

از بسته ترین زوایای «اهرام»، تا بازترین گوشه های تخت جمشید!

خوشا عرق جبین ات که خداوند، پاس می داردش . . .

حضرت علی(ع) عرقِ جبین می ریخت و در کِشتزار کار می کرد تا کارگران برخود ببالند که رهبر آزاده شان نیز بر کارگری افتخار می کرد

و چه زیبا آن حضرت میفرمایند:

کار همراه با پاکدامنی به مراتب از توانگری همراه با هرزگی ارزشمندتر است

آری.... کار مایه حیات زندگی است

چشمه سارِ زلال زندگی با کار جلا و روشنی می یابد و کارگران، پیشگامان این حیاتِ بدیع و نشاط آفرینند

فراموش مباد؛ در آیینه ای که آیندگان، به صافی و زلالی اش، سوگند خواهند خورد

مبارک باد هر روز تاریخ، به نامت



نقشه شهر

راه های ارتباطی

سامانه پیامک شهرداري : 30004894

تلفن شهرداری :3-05632683112   فکس : 05632683111

تلفکس روابط عمومی:32683010   

پست الکترونیک :    info@emoodcity.ir   ,    emoodcity@iran.ir

آدرس : شهر مود - ابتدای بلوار امام رضا(علیه السلام) - شهرداری مود

بازدید امروز137
بازدید دیروز186
بازدید هفته1689
بازدید ماه5993
کل بازدید60594